skip to Main Content
حساب کاربری من ۶۶۴۱۰۹۸۸ - ۶۶۴۱۶۵۹۴| تلگرام
تخفیف

هومیوپاتی و تجزیه و تحلیل چهره

نویسنده: گرانت بنتلی ، Grant Bentley
مترجم: علی حدیدی ، دلارام صدرایی شاملو
سال نشر: 1398
ناشر: بابازاده ، اشراقیه
تعداد صفحه: 174
نوبت چاپ: 2
قطع: رقعی
شابک: 9789646772960

270,000 ریال 216,000 ریال

سفارش تلفنی: ۹۷ - ۶۶۹۶۳۵۹۶ - ۰۹۲۱۳۹۸۹۵۴۶

996 در انبار

توضیحات

خلاصه کتاب:

چهار سال از نگارش کتاب سیما و شرایط Appearance and Circumstance می­گذرد و با این وجود سیستم تحلیل چهره هنوز در حال تحول است. وضوح بیشتر ویژگی­های چهره، بهبود شرح حال گیری و روش­های رپرتوریزاسیون، همین طور درک جامع فلسفه­ی هومیوپاتی تصویر کاملی از ماهیت میازم و نحوه­ی کارکرد آنها به دست داده است.

اگر به دقت بنگریم کتاب سیما و شرایط در واقع بیشتر مقدمه­ای بر تحلیل چهره و میازم­ها به حساب می­آید تا راهنمای آموزش آن. ولی کتاب حاضر تماماً به تحلیل چهره اختصاص داده شده و در نگارش آن سعی بر این بوده است که کاستی­های سیما و شرایط جبران گردند.

یکی از مهم­ترین چالش­های تحلیل چهره، تعریف حدود­ طبیعی است. چه وقت بینی پهن یا پل آن فرورفته می­شود؟ فرو رفتگی چانه عملاً به چه معنی است؟ هر چند که بسیاری افراد تعاریف لغوی و تصاویر سیما و شرایط را کافی دانسته­اند ولی دیگران شاخص­های بصری بیشتری را خواستار گشته­اند. در نگارش این کتاب تلاش بر این بوده است که هر ویژگی چهره حتی­الامکان به وضوح بیان گردد تا استفاده از سیستم آسان­تر شود. تسلط بر تحلیل چهره بنیان مستحکمی برای تجویز ایجاد می­کند. هومیوپات­هایی که وقت کافی به این کار اختصاص دهند و آن را تمرین نمایند به حدی از موفقیت می­رسند که معمولاً پزشکان بسیار با تجربه به آن دست یافته ­اند.

تحلیل چهره بر اساس کیفیت و دانش کاملی از طبیعت بنا شده است و هر چند که نیازمند تخصص و ظرافت می­باشد ولی به تعابیر شخصی تکیه ندارد و همین بزرگترین نقطه­ی قوت آن است. ضعف تعابیر شخصی ناشی از این واقعیت است که حدی برای دامنه­ی افکار و احساسات انسان­ها وجود ندارد و لذا شرح آن خارج از ظرفیت زبانی ما می­باشد. به طور خلاصه تعداد تجربیات و احساسات بیش از کلماتی است که آنها را توصیف می­کنند. بنابراین ناچاریم که تجربیات را در محدوده­هایی که از جانب زبان تحمیل می‌شوند بگنجانیم.

برای مثال غم به اشکال و درجات متعددی حس می­گردد که همگی آنها از طرف کسانی که بار آن را تحمل می­کنند غم خوانده می­شوند. اغلب کلمه­ی غم را برای توصیف حس خود بر می­گزینیم چون جایگزین­های آن خیلی کم هستند.

کلمات، افکار و احساسات را از ذهنی به ذهن دیگر منتقل می­سازند و سعی بر آن دارند که آنچه را که ما می­اندیشیم و حس می­کنیم به دیگران بفهمانند. در واقع تلاش می­نمایند که فردی دیگر درک کند که بودن به جای ما چگونه است. ولی زبان برای این که موثر باشد باید بنیادی باشد چون تنها بنیاد است که توسط همگان درک می­شود. اگر فردی که می­خواهیم با او حرف بزنیم منظور ما را نفهمد زبان بی­فایده می­گردد. برای این که کلمات مفید باشند باید به راحتی بتوان افکار و احساساتی را که نماینده­ی آنها است درک نمود. لذا موثرترین کلمات برای بیان احساسات همان­هایی هستند که اکثریت افراد آنها را بیشتر می­فهمند. ولی مشکل در این است که فهم اکثریت را نمی­توان به تک­تک افراد نسبت داد. در نتیجه هرگز به طور کامل نخواهیم توانست از طریق زبان تجربه­ی فرد دیگری را درک کنیم چون در این میان باید از تمایزات در برابر مشترکات صرف نظر نماییم. سیستمی که فقط بر اساس حس و احساس شخصی بنا شده باشد در خطر فرو ریختن است. بونینگهاوزن بیش از یک قرن پیش این را تشخیص داد و به همین دلیل هم بود که کلیات را در مقایسه با ذهنیات ترجیح داد. کلیات فی نفسه بهتر نیستند بلکه کمتر شخصی و لذا بیشتر قابل اتکا می­باشند. حتی هانه­مان هم با وجود این که بر ذهنیات بسیار تاکید می­ورزید ولی همیشه آنها را همراه با کلیات به کار می­برد.

قانون مشابهت­ها بر اساس ایمان به طبیعت و پیروی از آن است و در این صورت هر چیزی در جای خود قرار می­گیرد. اگر بدون این ایمان تحلیل نمایید این خطر وجود دارد که خودتان را مستقل از طبیعت عقلانی کنید و در ورطه­ی نظریات ساخت بشر، که بیشتر بر پایه­ی فرضیات قرار دارند تا واقعیات، بیفتید. این همان انتقادی بود که هومیوپاتی به آلوپاتی می­کرد. هدف ما نیز همچون هومیوپات­های بزرگ قدیمی این است که با طبیعت کار کنیم نه این که آن را تفسیر نماییم. تحلیل چهره هم طبیعت را در حال کار نشان می­دهد. هانه­مان متوجه شد که طبیعت همه چیز را می­داند و ما این طور نیستیم. وی خود را تسلیم طبیعت کرد و از علائم و نشانه­ها به عنوان راهنمای سلامتی استفاده کرد و آنها را دشمنانی که باید نابود شوند ندانست. هانه­مان با پیروی از طبیعت پیچیده­ترین سیستم پزشکی را که تا کنون دنیا  شناخته است پدید آورد.

هومیوپاتی از آنچه که هانه­مان مشاهده کرد به وجود آمد. وی اندیشیدن را کنار گذاشت و از آنچه که وجود داشت به عنوان راهنمای کشف حقیقت استفاده نمود. وی می­دانست که دو بیماری مشابه نمی­توانند همزمان در یک بدن وجود داشته باشند چون طبیعت به او این طور گفته بود. این را به عنوان یک حقیقت پذیرفت و از آن بهره برد.

هومیوپاتی ارزش خود را در بیماری­های حاد به اثبات رساند. ابتلا به تیفوس، وبا، آبله و تب مخملک همگی، به دلیل تلاش­های هانه­مان محدودتر شد. ولی رویکرد او در مورد بیماری­های مزمن نیاز به تغییر داشت. هانه­مان پذیرفت که می­تواند بیماری­های حاد را با موفقیت درمان نماید ولی وقتی نوبت به پرداختن به زمینه­ی ایجاد بیماری می­رسید شیوه­اش ناکارآمد می­شد. همه­ی ما ماجرای تلاش بی سرانجام او در یافتن راه حل این مشکل و همین طور باور خلل ناپذیرش در درستی نظریه­ی میازم را می­دانیم. ولی با این وجود بیماری­های مزمن حتی امروزه نیز موجب عدم قطعیت می­باشند.

می­توان گفت که هومیوپاتی در سیر تاریخی خود در دوره­ای که بسیاری از پزشکان هومیوپات از آن برای درمان بیماری­ها و ناخوشی­های حاد استفاده می­کردند به اوج خود رسید. نزول نسبی اخیر آن هم گسسته و هم پیچیده است و دلیل آن فقط اعلام جنگ A.M.A. و مبارزات ناعادلانه­ی آن بر علیه ما نیست بلکه خیلی ساده­تر از آن است. نمی­گویم که این عامل به اندازه­ی خود تأثیر نداشته است. تقابل با A.M.A. برای هر کسی دشوار می‌باشد. ولی اگر حداقل بخشی از مسئولیت را نپذیریم بدین معنی است که هیچ درسی نگرفته­ایم.

به مرور زمان نقش هومیوپاتی، خصوصاً در هومیوپات­های غیر پزشک، از بیماری­های حاد به سوی بیماری­های مزمن گرایش یافته است. مشکل در این است که پایه­ی تشخیص، بدون آموزش پزشکی ناپدید گشته است. شخصاً درک می­کنم که یک هومیوپات هرگز نباید با آسیب­شناسی شروع کند ولی در عین حال روش genus epidemicus هم بسیار با ارزش بوده و پیوسته از آن استفاده می­شده است.

متاسفانه genus epidemicus در بیماری­های مزمن کاربرد ندارد و دلیل خوبی هم برای این امر وجود دارد. genus epidemicus در بیماری­های حاد فقط به این دلیل به کار می­رود که این بیماری­ها به ویروس یا باکتری و تأثیر آن بر افراد و نه خود افراد مربوط می­شوند. ولی در بیماری­های مزمن این طور نیست چون این بیماری­ها  “ساخته­ی دست بشر” هستند و لذا هر ویروس یا باکتری هم که در تشخیص آنها دخیل باشد صرفاً معلول و نه علت آنها است. بیماری مزمن مرتبط با کسی است که به آن مبتلا می­گردد- در حالی که بیماری حاد مخلوطی از تأثیر و مقاومت می‌باشد.

بر این باورم که بخشی از دلایل این که هومیوپاتی اکنون در وضعیت کم توانی قرار دارد این است که درمان بیماری­های مزمن کماکان به دشواری تسکین می­یابند. هانه­مان قوانینی را که باید به کار برد می­دانست- میازم را بر اساس سورا، سایکوز و سیفلیس برطرف کنید و بعد بهترین دارویی را که با تمام علائم و همین طور میازم سازگار است انتخاب نمایید و بدین ترتیب بقیه­ی امور سر و سامان می­گیرند. ولی یادداشت­های شخصی هانه­مان نشان می­دهند که علیرغم این که وی به لحاظ نظری می­دانست که باید چه کار کند اما کاربرد عملی این نظریه برایش دشوار باقی ماند.

تحلیل چهره بر مشکلات پیشین مربوط به بیماری­های مزمن غلبه می‌کند و هومیوپاتی را به همان جایگاهی که هانه­مان در نظر داشت می‌رساند. بر این باورم که استفاده از تحلیل چهره در بیماری­های مزمن کارهای هانه­مان را تکمیل می­نماید.

این که “طبیعت همیشه بهتر می­داند” همیشه یکی از اصول عقاید هومیوپاتی بوده و تحلیل چهره نیز در ادامه­ی همان است.

 

 

فهرست مطالب:

چگونه چهره را بخوانیم
دسته بندی ویژگیها
روبریک ها و تحلیل چهره
زمان توقف
زمینه ها
شرح حال گیری
رپرتوریزه کردن
نتایج
جدول بندی ویژگی ها
مثال هایی از جمع بندی ویژگی ها
عکس گرفتن
کدام دوربین
به بیمار چه بگوییم
عکس گرفتن
پنج عکس ضروری
خلاصه
چه مواردی در عکس ها دیده نمیشوند
عکس گرفتن- پنج تصویر درست
عکس گرفتن- اشتباهات متداول
درباره عکسها
کودکان
قرار گرفتن در مقابل دوربین
تغییر ویژگی ها
تعداد ویژگی ها
دندان ها
خط موها
پیشانیها
پل بینی
چشمها
بینی
گونه ها
دهان
لب ها
لبخند
دندانها
چانه
گوشها
خطوط
پوست
عدم تقارن
رنگ ها
جدول ویژگی ها
ویژگی ها- به روز شده در سال ۲۰۰۶

 

 

نویسنده: گرانت بنتلی ، Grant Bentley
مترجم: علی حدیدی ، دلارام صدرایی شاملو
سال نشر: ۱۳۹۲
ناشر: بابازاده ، اشراقیه

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “هومیوپاتی و تجزیه و تحلیل چهره”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top