سطوح سلامتی
نرم
رقعی
موجود
خرید نسخه الکترونیکی PDFقیمت منصفانه
ارسال سریع
تنوع و کیفیت بالا
پشتیبانی و پاسخگویی
9786005162967
ویراست اول
1
نرم
رقعی
200
خلاصه کتاب:
مقدمه جرج ويتولکاس
در کتاب The Science of Homeopathy که اولين چاپش در سال 1978 منتشر شد، دانشجويان هوميوپاتي ميتوانند با اصول هوميوپاتي چه از نظر تئوري و چه از نظر کار عملي آشنا و آموخته شوند. در اين کتاب جديد، يعني سطوح داروئي، موارد خاصي از اين دانش هوميوپاتي شرح و بسط داده شده و مطالبي نيز اضافه شده است. اين دانش در طي مشاهدات من در سي سال گذشته توسعه پيدا کرده و بدنبال آن موضوع The Science of Homeopathy کاملتر شده است.
توجه من روي تکميل موضوعات خاصي بود که قبلاً در کتاب The Science of Homeopathy به اختصار آورده بودم. با اين وجود تاکنون نتوانستهام روي بعضي مشاهدات آنطور که بايد قانع شوم. لذا ترجيح دادم انتشار آن را به تأخير اندازم تا پس از جمعآوري اطلاعات کاملتر از طريق بيماراني که درمان ميکنم، آن را به انجام رسانم. حدود بيست سال بعد از انتشار The Science of Homeopathy احساس کردم زمان انتشار اين کتاب فرا رسيده است. در حال حاضر شروع به گفتگو در مورد مشاهدات برنامه چهارسالهاي کردهام که در آکادمي هوميوپاتي کلاسيک در آلونيسوس يونان برگزار ميکنم. اين برنامه به مدت چند سال بهصورت درسهاي ويديويي در چند کشور دنيا ارائه شده است. نياز شديدي به اطلاعاتي وجود داشت که در کلاسهاي آکادمي در آلونيسوس به پانزده هزار دانشجو از سي و دو کشور مختلف جهان در ده سال گذشته از طريق دروس ارائه شده بود. اين نياز مرا تشويق به نوشتن اين کتاب که درواقع جلد دوم The Science of Homeopathy بود، کرد.
سطوح سلامتي حاوي نظرات من است که در طي چهل سال در ارتباط با بيماريهاي حاد و مزمن و اثرشان روي ساختار دفاعي، جمعآوري شده است. (رجوع به مقاله The Continuum of a Unified Theory of Disease منتشر شده در Medical Science Monitor، ژورنال آمريکايي در پزشکي رايج). اطلاعات موجود در مقاله در کتاب The level of Health جمعآوري و با جزئيات شرح داده شدهاند. اين اطلاعات به درک شرايط عمومي بيمار و ساختار دفاعيش کمک کرده و امکان تشخيص دقيقتر را فراهم ميآورد.
مثل موارد فوق، مشاهدات خود در رابطه با مشکلاتي که هوميوپاتها ممکن است هنگام درمان در برخورد با بيماران پيدا کنند را آوردهام. اين مربوط ميشود به آنچه که موانع درمان هوميوپاتي ناميدهام. معتقدم که براي هر هوميوپاتي دانستن اينکه چرا درمانش نتيجه مورد انتظار را نميدهد، لازم است. همه ما موارد ناموفق داشتهايم و بايد بدانيم که مشکل کجا قرار دارد و کي بايد از متخصصين در روشهاي ديگر استفاده کنيم. پس با داشتن اين اطلاعات ميتوانيم درمان را بهتر ارزيابي کرده و با تشخيص هماهنگ کنيم. علاوه بر اين، اگر هوميوپات دقيقاً بداند چه چيزي در حال اتفاق افتادن است، ميتواند آن را توضيح و اگر لازم باشد بيمار را ارجاع دهد، اين از خستگي هوميوپات و نااميدي بيمار جلوگيري ميکند.
مطالعه بيماران و گرفتن شرح حال چيزي است که قصد دارم در جلد سوم The Science of Homeopathy بياورم. دوست دارم جلد سوم را با تکيه روي درمانهاي بلندمدت بنويسم و تواناييهاي هوميوپاتي در درمان را نشان دهم.
درمان هوميوپاتي
مقدمه
براي اين كه بتوان هوميوپاتي را با موفقيت انجام داد، درمان بايد بر اساس فهم و درك درست نظريات هوميوپاتي استوار باشد. اين نوع برخورد بايد از ته قلب فرا گرفته شود زيرا وقتي زمان استفاده ميرسد، ممكن است نتوان آن را به راحتي در دستورالعملهاي كتابي پيدا كرد. آنها در واقع بايد طوري به ذهن بيايند كه انگار قبلاً ملكه شده باشند. مطالعهي همهي اين دانشها نياز مطلق هوميوپاتي است چون شناخت اصول هوميوپاتي موجب ارزيابي بهتر بيماران و در نتيجه نتايج باليني بهتر ميشود.
بستهي انرژي فرد ـ نيروي حياتي هانمن
بستهي انرژي فرد آن طور كه در اين مختصر آمده با ساختار دفاعي به عنوان يك كل و با سيستم دفاعي به صورت خاص مطرح ميشود. لذا اين اصطلاح (بستهي انرژي) بايد بهعنوان توانايي كلي فرد در كنش با محركهاي داخلي و خارجي، چه مثبت يا منفي در نظر گرفته شود.
همه موضوع سلامتي يا بيماري به اين برميگردد كه آيا فرد انرژي كافي براي حفظ تعادل طبيعي يا هموستاز خود دارد يا نه؟ بستهي انرژي، خوب يا بد، پايه و بنياني است كه فرد با آن زاده ميشود و تحريك آن با داروي هوميوپاتي ميتواند ساختار دفاعي را فعال كند. وقتي در مورد هوميوپاتي صحبت ميكنيم، كاملاً آگاه هستيم كه هر چيزي بستگي به اين سطح از انرژي بيمار دارد.
اينكه درمان موفق باشد بستگي به این دارد که هوميوپات از چه روشي استفاده ميكند، و بستهي انرژي فرد بيمار در شرايط خوب يا بد و نيز شرايط مناسب ساختار دفاعي قرار دارد يا نه؟ هر چه بسته انرژي بهتر باشد، ساختار دفاعي قويتر بوده و در نتيجه ترتيب علائمي را كه هوميوپات مورد استفاده قرار ميدهد تا داروي صحيح را پيدا كند، واضحتر مينمايد. در شرايط برعكس، پيدا كردن داروي صحيح هوميوپاتي در ارتباط با ميزان تضعيف ساختار دفاعي ميتواند مشكلتر شود و اين موضوع موجب بههم ريختن شديد ترتيب علائم ميگردد.
ساختار دفاعي
ساختار دفاعي پيچيده و شامل سيستم ايمني، رتيكولوآندوتليال، سيستم سمپاتيك – پاراسمپاتيك، سيستم هورموني و لنفي است. اين مجموعه به شكلي بنا شده كه اطلاعات ما از چگونگي عملكرد آن هنوز كامل نيست. عليرغم وسايل و تكنولوژياي كه علم جديد به ما داده است، بدن ما از ساختارهاي دفاعي براي حمايت و حفاظت خود استفاده ميكند. همچنين ساختار دفاعي از هموستاز مراقبت ميكند كه تعادل طبيعي بدن است و نياز به دوري از بيماري دارد. آنچه را كه بايد در خاطر داشت اين است كه وقتي در حين درمان، بهدنبال داروي هوميوپاتي ميگرديم، هدف ما هميشه حفظ شرايط طبيعي دروني يا هموستاز با تحريك مثبت ساختار دفاعي بيمار است. وقتي ما سالم هستيم، بدنمان انرژي كافي براي حفظ تعادل و نگهداري آن براي نيازهاي داخلي دارد و از طريق آن فرآيندهاي فيزيولوژيكي و ساختار دفاعي بهطور هماهنگ عمل ميكنند. كم شدن انرژي از طريق هر عاملي كه ايجاد تنش و فشار كند، منجر به اختلال در هموستاز و بههم ريختن فرآيندهاي فيزيولوژيكي حياتي ميشود. اين ميتواند نهايتاً منجر به از بين رفتن هموستاز يا حتي مرگ شود.
طولي نميكشد كه ساختار دفاعي كه براي حفظ سلامتي بهطور طبيعي و پيوسته در پس زمينه فعال است، قادر نخواهد بود تا تغييرات داخلي را به تعادل برساند و شروع به ايجاد علائم قابل مشاهده براي حمايت از بخش حياتي دروني بدن میکند. تنها وقتي كه حالت نامتعادل دروني جدي شد، ساختار دفاعي، با شدت فعال ميگردد و ايجاد علائمي ميكند كه بيمار آگاه شود. بهعنوان مثال، وقتي بدن در معرض گرما يا سرماي زيادي قرار بگيرد، ترموستات دروني وارد عملكردي مخالف براي سرد يا گرم كردن ميشود، ولي اگر اين عوامل فشار به مقاومت بدن غلبه كردند، آنوقت سرماخوردگي يا گرمازدگي بروز ميكنند و در اينجا فرد از علائم بيماري آگاه ميشود. اگر اين علائم سركوب شوند، آنوقت ما مستقيماً فعاليت ساختار دفاعي را از كار انداختهايم و اختلال را وادار ميكنيم تا به سطوح عميقتر بدن برود.
برخورد آلوپتيك با درمان بيماري در اكثر مواقع بهصورت سركوب است، در حاليكه ساختار دفاعي سعي در حل مشكل ميكند. آنچه ما بايد هنگام مطالعه سابقه مشكلات بيمار در نظر بگيريم اين است كه هيچ چيزي در بدن بهطور تصادفي اتفاق نميافتد. هر علامت، سندروم يا بيماري – چه حاد يا مزمن – دليلي براي ظاهر شدن دارند و اين بهترين راه ممكن است كه از طريق آن ساختار دفاعي بدن را حمايت ميكند تا زنده بماند.
ساختار دفاعي بهطور خودكار واكنشهايي ايجاد ميكند كه لازم و بهترين واكنشهاي ممكن در آن شرايط خاص بودهاند. از لحظهاي كه با داروهاي شيميايي مداخله و اين جريان بروز آزاد را مختل ميكنيم، ساختار دفاعي وادار ميشود خود را دوباره بازسازي كرده و باز هم بهترين شكل ممكن دفاعي را انجام دهد. بههر حال اين شكل جديد هميشه كيفيت پائينتري نسبت به واكنش اول دارد. هدف اصلي ساختار دفاعي هميشه تا آنجا كه امكان داشته باشد دور نگهداشتن و هدایت اختلال بهطرف بيرون، ترجيحاً در سطح پوست، پردههاي مخاطي و عضلات – و دور از اعضاي حياتي است. با اين وجود اگر ما به بهم ريختن عملكرد ساختار دفاعي ادامه دهيم، آنوقت او وادار به مصالحه شده و مجبور ميشود علائمي را در سطوح عمقيتر ايجاد كند كه روي اعضاي مهمتر تأثير ميگذارند.
استفاده از علائم براي پيدا كردن داروي درست هوميوپاتي
آنچه در اينجا بايد بهخوبي فهميده شود اين است كه علائم اعلام شده از طرف بيمار دشمنان ما نبوده بلكه متحدان ما هستند. ساختار دفاعي هر زمان كه نياز داشته باشد تا از اعضاي حياتي دروني حمايت كند شروع به ايجاد علائم ميكند. از طريق اين علائم ميتوانيم چگونگي عملكرد ساختار دفاعي را متوجه شويم. علائم مسيري كه در آن ساختار دفاعي حركت ميكند را نشان ميدهند. در اينجا تفاوت بزرگي بين درمانهاي هوميوپاتي و آلوپاتي وجود دارد: در هوميوپاتي عصارههايي روي انسانها آزمايش شده تا معلوم شود عصاره به چه صورتي روي بدن تأثير ميگذارد و ايجاد علامت ميكند، و ساختار دفاعي با پاسخهاي متفاوت به عصارههاي گوناگون ارزش درماني هر كدام را مشخص مينمايد. با مقايسهي علائم ايجاد شده توسط ساختار دفاعي در انسان با تجربه و آزمايش، و علائم ايجاد شده توسط ساختار دفاعي در يك فرآيند بيماري، و سپس پيدا كردن اينكه كدام عصاره در هنگام اثبات اثر دارو شبيهترين علائم به بيمار را ايجاد ميكند، ميتوانيم داروي درست هوميوپاتي را پيدا كرده و تحريك مثبتي روي ساختار دفاعي بيمار ايجاد نماييم.
اين همان چيزي است كه ساموئل هانمن آن را درمان مشابه با مشابه ميناميد كه بعداً تبديل به قانون درمان شد. واقعيت اين است كه اگر علائم داروي هوميوپاتي و علائم ايجاد شده توسط ساختار دفاعي بيمار در يك حالت بيماري كاملاً شبيه يكديگر باشند، آن وقت ميتوانيم بگوييم كه دو شكل و الگوي مشابه دارند و به عبارت ديگر هر دو ميتوانند ساختار دفاعي را به روش مشابهي تحريك كنند. اگر چنين دارويي به بيمار داده شود، او ساختار دفاعي را با شكل مثبتي تحريك كرده و آن را قادر ميسازد تا بعد از يك تشديد اوليه احتمالي، بدن را به شرايط هموستاز خود برگرداند.
اگر بدن عليرغم حالت بيمارياش، هنوز شرايط نسبتاً خوبي داشته باشد، آن وقت ساختار دفاعي علائمي را ايجاد ميكند كه همانطور كه هوميوپاتي ميگويد شكل واضحي دارند. اگر بدن خيلي سالم نباشد، طبق مفاهيم هوميوپاتي علائم وضوح كمتري خواهند داشت و پيدا كردن داروي درست مشكلتر خواهد شد.
ارزيابي درمان بيمار
پيدا كردن داروي درست هوميوپاتي براي شروع درمان بيمار يك چيز است و توانايي تفسير اثر داروي تجويز شده چيزي ديگر، كه اغلب خيلي مهمتر است. هوميوپات بايد به درستي بداند كه آيا بعد از تجويز داروي او، بيمار در جهت درستي ميرود، به سمت درمان احتمالي يا نه؟ اگر او به درستي نداند كه چه اتفاقي افتاده، ممكن است در درمان اشتباه كند و جدا از اينكه درمان را به تأخير مياندازد، ايجاد خطر هم ميكند. اين خيلي بهتر است كه پزشك هوميوپات بعد از تجويز دارو و رفع شدن تعدادي از علائم و ايجاد بهبودی، فكر و آن را ارزيابي كند. اين حداقل چيزي است كه ميتوان انتظار داشت. در اين جا اصولي وجود دارند كه به هوميوپات ميگويند بيمار به طرف بهبود ميرود يا تسكين و يا حتي سركوب علائم. اگر اين اصول كلي درست فهميده نشوند آن وقت هوميوپات ممكن است متعجب شود وقتي ببيند بيمار كه به مدت چند سال درمان ميشده در همان وضعيت باقي مانده و يا حتي شرایط سلامتياش از زمان شروع درمان بدتر هم شده است.
يكي از امتيازات شرح حالگيريهاي هوميوپاتي اين است كه جزئيات ثبت شده براي سالها باقي ميمانند. مطالعهي اين بيماران ديدگاهي به دست ميدهد كه ساختار دفاعي به چه شكلي در فرآيند درمان عمل ميكند. مشاهدات بيشماري نشان دادهاند كه وقتي ساختار دفاعي ايجاد بهبود ميكند، وقايع خاصي اتفاق ميافتند كه هوميوپات يا هر پزشك ديگري ميتواند از آنها به عنوان خطوط راهنما استفاده كند. اين خطوط راهنما دستورهاي درمان ناميده ميشوند و شامل مشاهدات زير هستند:
1ـ درمان از مركز به محيط صورت ميگيرد. ساختار دفاعي در تلاش براي حفاظت از بدن در مقابل فساد و تباهي از مسيرهاي خاصي عبور ميكند. بعضي از اين مسيرها به خوبي شناخته شدهاند، نظير رابطه بين اگزما و آسم و نيز بين مشكلات مفاصل و قلب. وقتي جهت درمان مثبت باشد، علائم از عضو مهمتر به عضو كم اهميتتر ميروند و از سطح روحي احساسي به سطح جسمي.
2ـ وقتي بدن در جهت درمان قرار ميگيرد علائم در جهت معكوس ظاهر ميشوند. اگر ساختار دفاعي ـ سيستم ايمني ـ توسط داروهاي شيميايي يا عوامل ديگر سركوب شود، اين طور است كه انگار مسيرهاي دفاعي در طي مراحل سركوب در خاطرهي سيستم باقي ميمانند. همان طور كه در بالا شرح داده شد، عواملي كه وادار ميكنند اختلال به سطوح عميقتري برود، از مسيرهاي خاصي ميگذرند. وقتي بدن با تحريكهاي مثبت آنقدر توانايي پيدا كند تا به سركوب غلبه نمايد، اختلال از همان مسيرهايي كه آمده و با همان ترتيب، ولي از جهت معكوس بيرون ميرود. اين بدان معني است كه به طور معكوس بازگشت دوباره علائمي را ميبينيم كه در دورهي سركوب ناپديد شده بودند. شرايط حاد يا مزمن قبلي با هر روشي كه درمان شده و به بهبود واقعي رسيده باشند، ديگر بازنخواهند گشت. ولي اگر شرايط حاضر نتيجهي سركوب و جابجايي شرايط يا بيماري قبلي باشد، دوباره ظاهر خواهد شد. بهعنوان مثال، افرادي كه دچار بيماريهاي مزمن هستند و افرادي كه دچار بيماريهاي حاد با تب بالا، قبل از اين كه بيماري حاد ظاهر شود، ميشدهاند، بعد از اين كه به درستي درمان شدند، دومرتبه دچار بيماريهاي حاد با تب بالا ميشوند، چون سيستم ايمنيشان به شرايط بهتري برگشته است.
3ـ در هنگام بهبود، علائم از بالا به پايين رفع ميشوند. به عنوان مثال، بهبود اگزما از صورت به بدن و بعد به اندامها ميرسد و سپس بدن را از طريق دست و پا ترك ميكند. اين مشاهدات اهميت كمتري نسبت به دو اصل قبلي دارند، زيرا در طي بهتر شدن شرايط آسمي، رينيت كه در ابتدا وجود داشت و سركوب شده بود، دومرتبه بازميگردد. اين جابجايي به مجراي تنفسي فوقاني در جهت درست است چون پردههاي مخاطي بيني (رينيت) خيلي سطحيتر قرار گرفتهاند و خطر كمتري نسبت به وقتي دارند كه ريهها عفوني شده باشند.
همهي اين خطوط راهنما در فهم اين موضوع كمك ميكنند كه آيا تحريك درماني كه ايجاد كردهايم روي ساختار دفاعي تأثيري مثبت گذاشته يا منفي و اين كه درمان به طرف بهبود ميرود يا سركوب؟ اگرچه اين توضيحات ممكن است ساده و يك بعدي به نظر برسند ولي جزئيات بيشتر در ادامهي كتاب خواهند آمد. علاوه بر اين «جهتهاي درمان»، بعد از مطالعه كتاب، شروع به يادگيري مشاهدات جديد من (ويتولكاس) در مورد سطوح سلامتي خواهيم كرد. اين به ما در ارزيابي دقيقتر عملكرد داروي هوميوپاتي كمك ميكند. من معتقدم كه اين كمك زيادي به ما بهعنوان پزشك هوميوپات خواهد كرد، هم در مورد تأثير بيشتر درمان هوميوپاتي و هم رشد و توسعه آن در آينده.
فهرست مطالب:
نویسنده: جورج ویتولكاس ، George Vithoulkas
مترجم: علی حسینی تهرانی ، بهاره آذر
سال نشر: 1391
ناشر: اشراقیه ، بابازاده
- %20 تخفیف
RNA در زندگی روزمره | آینده پزشکی در عصر RNA
قیمت اصلی 6,000,000 ریال بود.4,800,000 ریالقیمت فعلی 4,800,000 ریال است. - %20 تخفیف
نوروآناتومی گری برای دانشجویان - 2024
قیمت اصلی 3,500,000 ریال بود.2,800,000 ریالقیمت فعلی 2,800,000 ریال است. - %24 تخفیف
Teaching the Mindful Self-Compassion Program: A Guide for Professionals
قیمت اصلی 12,500,000 ریال بود.9,500,000 ریالقیمت فعلی 9,500,000 ریال است. - %27 تخفیف
مقدمه ای بر کلون سازی ژن و آنالیز DNA | ویرایش 2025
قیمت اصلی 15,000,000 ریال بود.11,000,000 ریالقیمت فعلی 11,000,000 ریال است. - %20 تخفیف
ضروریات خون شناسی هافبراند ۲۰۲۴ | جلد سوم (فصل 26 تا 31)
قیمت اصلی 12,000,000 ریال بود.9,600,000 ریالقیمت فعلی 9,600,000 ریال است. - %25 تخفیف
آیا غرب باخته است ؟
قیمت اصلی 3,000,000 ریال بود.2,250,000 ریالقیمت فعلی 2,250,000 ریال است. - %50 تخفیف
نقش سلول های گلیالی در سیستم عصبی
قیمت اصلی 2,500,000 ریال بود.1,250,000 ریالقیمت فعلی 1,250,000 ریال است.










نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.